سه نسل از نقاشی کردستان


سه نسل از نقاشی کردستان 

در گفتگو با ناصر فیض الله بیگی


ناصر فیض الله بیگی از نقاشان بنام کُرد در سال (1342ش)در یکی از روستاهاي بوكان (قليچ) بدنیا آمد. بيشتر از 30 سال است كه در زمينه هنر نقاشي مشغول به كار و فعاليت است. در ابتدا، فعاليت هنری اش را نزد پدربزرگش (فيض الله خان ناهيد) آغاز كرد. از ديگر استاداني كه از تجربیاتشان بهره برده مي‌توان به مصطفي شيرزاد و محمد رستم‌ازده «نامو» اشاره كرد. بيش از 40 نمايشگاه را به صورت گروهي و انفرادی در شهرهاي سقز، سنندج، اروميه، تهران و... و در مكان‌هاي مختلف مانند خانه‌ي فرهنگ، خيابان، روستا، قبرستان، وب‌سايت، پارك و... برگزار كرده‌ است. بیش از این 25 سال مشغول تدريس نقاشي بزرگسالان و نزديك به 21 سال در زمينه نقاشي و سفالگري خردسالان فعاليت داشته است. اما خود هنرمند بر این عقیده است که «مانند هنرجويي هميشه در پي يادگيري بوده است».
آنچه در پی می آید گفتگوی روزنامه کردستان نوی است با هنرمند ناصر فیض الله بیگی؛
آقاي فيض‌الله بيگي در مصاحبه هايي كه با هنرمندان نقاش مي‌شود مي‌گويند نقاشي كُردي وجودي ندارد آيا اين نظر واقعيت دارد؟ نظر شما درباره‌ي نقاشي كُردي چيست؟
در واقع اين نظر غیر علمی است و از اين ادعا متعجبم. نقاشي كُرد بوده و هست و من آن را به 3 مرحله تقسيم مي‌كنم: مرحله‌ي اول تمامی {فعالیت های نقاشانه} در جغرافیای كردستان از موصل و دياربكر و كرمانشاه تا هر روستا و شهري كه مردم كُرد در آن مي‌زيند را در بر مي‌گيرد. اين مرحله از حكومت ماد، هخامنشي و ساسانی ها شروع شده و ویژگی مخصوص به خود را بنياد نهاده است که تا به امروز در نقاشي ايراني به چشم مي‌خورد؛ بدين معني تاريخ نقاشي كُردي بخش و جزئي جدايي‌ناپذير از هنر ايراني است.
مرحله‌ي دوم در كردستانایران از صد سال گذشته شروع شده و در دهه 1360هـ . ش با در گذشت فيض‌الله خان ناهيد به پايان مي‌رسد. در اين مرحله مي‌توان به سالار آلبلاخ، تاج خانم «مادر فيض‌الله خان ناهيد» اشاره کرد به اين دليل كه در خوشنويسي و نقاشي دستي توانا داشته دولت وقت لقب تاج دولت را بدو بخشيده است، افتخار ناهيد، فيض‌الله خان ناهيد، رحمان قاضي، ابراهيم قاضي، جعفر قاضي، مصطفي شيرزاد، حاجي محمد رشيد بگ احمدی بله کی، آزاد احمدي، نيكپي، حسين آبسوران، عثمان مباركي، رحمان فتاحي، كمال طاطايي، سعيد مولايي، محمد صالح شمسي، محمد ملكي، لقمان كريمي، ابراهيم نقشي و هنرمندان و استاداني ديگر كه من یا آنها را نمي‌شناسم يا حضور ذهن ندارم كه در اينجا از آنها نام ببرم.نقاشان مرحله‌ي دوم به صورت مستقل از توانايي‌ها و استعدادهاي ذاتي خود بهره برده‌اند و سبك مخصوص را بنياد نهاده‌اند كه نام نقاشان كلاسيك را بر آنها مي‌نهم.
مرحله‌ي سوم از اواخر دهه‌ي 50 شروع و تا امروز ادامه يافته است. نسل سوم نقاشان كُرد زير تأثير دگرگوني های وضعيت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و نقاشان مرحله دوم و دنياي شعر و ادبيات به سوي دنياي مدرن قدم برداشته اند و ديدن و آشنا شدن با آثار نقاشان اروپا، آمريكاي لاتين و روسيه روي آنها تأثيرگذار بود وهرچه بيشتر به مشكلات، فرهنگ و طبيعت اقلیم خود پرداخته اند. در اين بخش مي‌توان به هادي ضياءالديني، محمد رستم‌‌زاده، اكبر منصوري، ناصر قاضی زاده، ماشاالله محمدی، مسعودرحیمی، فردین صادق ایوبی، رئوف نادری، مهدي ضياءالديني، حسن رحيم‌زاده، خليل رحيم پور، احمد خليلی فرد و... اشاره کرد.
لازم بذکر است در اینجا نقاشان كُرد را به اين سه مرحله تقسيم کرده ام، البته در مرحله ي دوم و سوم فقط به نقاشان كردستان در ایران اشاره كردم. قدر مسلم انکه در کرد های دیگر خاورمیانه نقاشانی هستند که در این دوره ها می گنجند. لذا بخش‌هاي ديگر را به تاريخ‌نگاران هنر و منتقدان واگذار مي‌كنم.
در مرحله‌ي اول به بنيان نهادن ويژگي‌ استثنايي در نقاشي ايراني كه تا امروز نيز قابل مشاهده است اشاره كرديد، مي‌توانيد درباره‌ي اين خصوصيات توضيح دهيد؟
1- استليزاسيون (خلاصه‌ نگاري) 2- استفاده از رنگ‌هاي خالص 3- استفاده نكردن از حجم، سايه‌روشن و پرسپكتيو 4- در نقاشي ايراني نقاشان با ميل و رغبت خود كار مي‌كنند. اين خصوصيات در طول هزاران سال يعني از زمان حكومت ماد، هخامنشي و تاكنون در نقاشي ايراني (که نقاشي كُردي نيز بخشي از آن است) مانده و تغييري در آن صورت نگرفته است.
نقاشان دوره‌ي دوم به چه سبكي كار كرده‌اند؟
در مرحله‌ي دوم تعدادي از آنها تحت تأثير كمال‌الملك بوده و بعضي ديگر به شيوه‌ي مونتاژ يا از روي عكس نقاشي مي‌كشيدند. اما همان‌طور كه قبلاً اشاره كردم بسياري از آنها به صورت مستقل سبک ويژه خود را خلق كردند، در مجموع هر كدام خواسته‌اند با احساس و دانايي خود به فرهنگ ملتشان خدمت كنند. اما در میان نقاشان مرحله دوم آثار فيض‌الله‌خان تفاوت چشمگيري با نقاشان معاصر خود داشته و شيوه‌ي قلم‌گيري و رنگ و خط مخصوص به خود داشته است و در واقع مي‌توان همچون نابغه‌اي در نقاشي كُردي از او نام ببريم. فيض‌الله خان با به تصوير كشيدن فرهنگ و آداب و رسوم مردم اش به بخشی جدایی ناپذیر از جامعه خود بدل شده است، ايشان در مصاحبه اي كه در مجله سروه چاپ شده بود مي‌گويند: «من با سبك آشنايي ندارم، از طبيعت زيباي كردستان الهام گرفته‌ام»
سطح ابداع و نوگرايي را در ميان نقاشان مرحله‌ي سوم چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
نقاشان نوگرا در كردستان از اواخر دهه 50 شمسی با تجربه کردن سبك‌هاي رئاليسم، امپرسيونيسم، اكسپرسيونيسم، فوویسم و... آغاز به کار کردند. اما با كمال تأسف اين جريان دچار وقفه و تكرار مكررات شده است و هنوز هم ادامه دارد. در این دوره باید توجه داشتصرفا با "موضوع كُردي"نمي‌توان "نقاشي كردي" خلق كرد. البته چند نقاش نوگرا هستند كه داراي شخصيت هنري ويژه‌اي بوده و در آثارشان نوگرايي مشاهده مي‌شود ولي از راههای مستقيم و غيرمستقيم از محدودي فرهنگي و هنري بيرون رانده شده يا نسبت به آنها بي‌توجهي مي‌شود.
از تكرار و افت حرف زديد مي‌شود بيشتر در اين باره توضيح دهيد؟
دلیل، چند نكته بنيادي است كه در اين جا به آنها اشاره مي‌كنم. يكي از انديشمندان مي‌گويد: «وظيفه‌ي ما به عنوان هنرمند، نويسنده، شاعر و رمان‌نويس برانگيختن و حركت دادن شهروند شكم گنده و آموزش دادن اوست براي فكر كردن و پيدا كردن ديدي نو براي زندگي‌اش است نه تكرار و تقليد كردن». متأسفانه امروز هنر را به بازار تبديل كرده‌اند. كه با شعار و هداياي متفاوت مردم را به بیراهه مي‌برند. از اين راه مي‌خواهند خود را مانند هنرمندي بر مردم تحميل مي‌كنند، پیوسته مشغول تكرار مكررات هستند. نقاشانی هم فکرمی کنند با ترسیم موضوعهای کردی، نقاشي كردي شکل می گیرد. همچنانكه گفتم ما داراي نقاشي كُردي هستيم و با چشم‌پوشي از تاریخ هنر چندهزار ساله نمي‌توان گفت نقاشي كُردي در حال درست شدن است. برای نمونه مي‌توانيم مانند هنرمند فرانسوي «ماتيس» كه سبك فووسيم را با كمك گرفتن از نقاشي ايراني و شرقي به وجود آورد، ما نيز با بهره گرفتن و الهام گرفتن از گنجينه‌هاي هنر اروپا و آمريكاي لاتين، نقاشي كُردي را غني تر سازیم.
نكته دوم اينكه ما منتقد و محقق هنری نداریم تا با صراحت مسائل و مشكلات را نقد و بررسی کند. همين‌كه آثاري به فسيتوال پاريس، لندن و تهران راه‌يافته و مشمول جايزه‌اي مي‌شود شروع به تعريف و تمجيد از آن مي‌كنند، بدون آنكه كيفيت اثر برايشان مهم باشد. ولي برعكس زماني كه نقاشي در شهر خود اثري را خلاقانه مي‌آفريند از او چشم پوشي كرده و در برابرش كور و كر مي‌شوند. متأسفانه ما در برابر جايزه‌هاي پاريس، لندن، نيويورك و تهران كور شده‌ايم. تنها آنها را هنر به حساب مي‌آوريم و تصور میکنیم که هنرمند بودن، جهاني شدن و مشروعيت را به ما هدیه می کنند.
از ديگر بيماري‌هاي دنياي هنر ما آن دسته از هنرمندان و روشنفكران هستند كه براي منفعت شخصي خويش به شيوه‌ي ماكياوليستي در شبكه‌هاي تلويزيوني خود را با گويا و پيكاسو عوض نمي‌كنند، اما در آثارشان هيچ‌گونه خلاقيت و شخصيت هنري مشاهده نمي‌شود. در همه جا همه‌كاره هستند و براي محافظت از منافع شخصي خود هر روز با رنگ و لعابی وارد ميدان مي‌شوند و منافع مردم خود را به باد حراج مي‌گذارند. اين هنرمندان ماكياوليستي در هر شرايط و موقعيتي علمدار خدمت به مردم خود هستند و به قولی (هم به نعل مي‌زنند و هم به ميخ) و نام سياست در قبال خدمت به مردم را بر آن مي‌نهند. از اين طرف نيز هنرمند واقعي مستقيم و غيرمستقيم پشت گوش انداخته می شوند و به جاي قدرداني بر مشكلاتش نيز مي‌افزايند. هنرمند واقعي كارمند نيست و با احساس، فكر و ميل خود كار مي‌كند. برعكس شبهه هنرمندان مانند مليجك (دلقك دربار ناصرالدين شاه) در هر كاري پيشقدم و همكاره هستند كوتاه سخن اينكه زماني كه دنياي دوست داشتن، زيبايي و آفرينش‌گري هنري به فضاي باند بازي، جايزه و منافع شخصي تبديل مي‌شود پيوند هنر با جامعه قطع مي‌شود.
در پایان سوالی درباره فعالیت شما دارم؛ شما از جمله استاداني هستيد كه نقش مهمي را در آموزش و پرورده كردن هنرجويانتان داشته‌ايد، دوست دارم كمي درباره آموزشگاه و آموزش هنرجويانتان توضيح دهيد؟
هنر هنرمند اين است كه با آموزش احساس ديدن، فكر و باور خلاقانه را در هنرجويان خود پرورش داده و با كمك گرفتن از فلسفه، تاريخ و روانشناسي هنرجويانش را به سوي فهميدن و درك هرچه بیشتر شخصيت خويش سوق دهد. علاوه بر فن و تكنيك بايد چند برابر روي احساس شخصيت و هويت و انديشيدن هنرجو كار كند. خلاقيت مخصوص هنر نيست بلكه در زمينه‌هاي ديگر نيز پيوسته لازم و ضروري است درباره آموزش هنر پل‌كله گفته: «كسي كه هنر را آموزش مي‌دهد بايد هنرمند باشد».
چرا بايد آموزگار هنر هنرمند باشد؟
تنها كساني كه به صورت دروني هنر را درك كرده‌اند مي توانند به شيوه‌اي خلاقانه هنر را به مردم ياد دهند. اگر اين طور نباشد به راستي مشكل ساز مي‌شود.

روزنامه کوردستان نوی شماره 5691 ترجمه: سعیده صائب

برگرفته از روزنامه سیروان شماره 770