به آتش کشیدن پاره های روح در اعتراض به نامردمی ها


به آتش کشیدن پاره های روح در اعتراض به نامردمی ها

( ماهنامه ی ادبی و هنری گلستانه شماره 52 ) سال1382

گفتگو با ناصر فیض الله بیگی ( لقمان رضایی )
• شما در مورد سبک چه نظری دارید و تنوع سبک در کارهایتان به چه دلیل است ؟

سبک در نقاشی خصوصیاتی در رابطه با رنگ و فرم و محتوای آن است که به مرور زمان ملتی یا انسانی آن را به صورت قاعده و قانون در می آورد . احساس ها و فکرهای مختلف شیوه های متنوعی را می طلبد و این سبک کار است که با احساس و فکر نقاش یکی می شود ، بالفرض احساسی مثل حلبچه را نمی شود با سبک کلاسیک بیان کرد ، اگر هم با این سبک کشیده شود آن تاثیری را که اکسپرسیونیزم می گذارد نخواهد داشت .
• نظرتان درباره ی هنر برای هنر و هنر برای مردم چیست ؟
هنر در هر صورت برای مردم است واگر چه هنرمند به بیننده نیاز دارد اما مهمتر از این نیاز درونی خود اوست در هر صورت با هر شیوه یی که کار کنی مخاطب خودش را خواهد داشت .
• درباره بی ینال دو سالانه یی که در تهران برگزار می شود نظرتان چیست ؟
متاسفانه فضای داوری به جای درک آثار هنرمندان ، معیارشان ذوق و سلیقه ی شخصی است و کاری را که در این چارچوب نباشد حذف و جزو هنر محسوب نمی کنند
• پیشنهاد شما در این باره چیست ؟
همان کاری که در اواخر قرن نوزدهم در پاریس انجام شد ، در کنار سالن رسمی نمایشگاه سالنی به نمایش کارهای مردودین اختصاص یافت .


درباره ایسم ها و سبک های گوناگون چه نظری دارید ؟

این سبک ها سرمایه تمام انسانهاست و هنرمند با آگاهی از این سبک ها تواناتر می شود . البته اگرتنها به تقلید از آن ها بپردازد کار بیهوده یی انجام داده است اما اگر احساس و فکر خویش را با آن ترکیب کرده باشد ، به کاری که انجام می دهد تسلط دارد و نیاز درونی خویش را بیان می کند . تاریخ هنر تاریخ تغییر روحیات انسان هاست و بنا به شرایط اجتماعی و فرهنگی در هر دوره سبک خاص خودش را دارد ولی در زمان ما شاهد تنوع سبک ها و شیوه های گوناگون هستیم که خود بیانگر شرایط زندگی ماست ، شرایطی که فکر و اندیشه غالب در آن وجود ندارد و تنوع افکار ، درد ها و تضادهای خاص خود را دارد و این تنوع و پیچیدگی است که باعث گوناگونی سبک ها و شیوه های هنری می شود .

سوزاندن آثار نمایشگاهتان به چه دلیل بود ؟

در اعتراض به فاجعه حلبچه و پانزده همین سالگرد این واقعه و علیه جنگ این آثار سوزانیده شد.

بیشتر آثار شما طرح های مربوط به چهره بود ، می خواهم بیشتر در مورد این چیزها توضیح دهید ؟

وقتی در رابطه با یاد حلبچه کار می کردم ، چهره ها در حالت های مختلف با رنگ های متفاوت در نظرم مجسم می شدند ، والبته برای من مهم ترین چیز انسان هایی بودند که نابود شدند .

در مورد کارهای کانسبچوالی که در نمایشگاه کار کرده بودید بفرمایید ؟

جهان هنر مال همه ماست و به این دلیل که مفهوم در کانسپچوال آرت حرف اول را می زند ، برای ما ضروریست ، البته همراه بیان نیاز های درونی خودمان وقتی تاریخ هنر را مطالعه می کنیم ، خواسته یا ناخواسته از آن تأثیر می پذیریم ، و این تأثیر می تواند به صورت کارهایی تقلیدی و کلیشه ای در آید می تواند با تفکر و احسامان ترکیب شود و خودمان را بیان کنیم ، لازم به ذکر است که ما این برخودار را با طبیعت وهنر گذشته خودمان نیز خواهیم داشت ، کارهنر در طول تاریخ همین بوده .

در کارهای تان رنگ ها کاربردهای مختلفی دارند ، در مورد رنگ هایی که به کار می برید توضیح دهید .

کارهایی که در آن شبیه سازی برایم اهمیت دارند ، رنگ ها را به تقلید از موضوع انتخاب می کنم ولی در کارهایی مثل این نمایشگاه رنگ ها را حسی و درونی به کار می برم و در این موارد اعتقادی به روان شناسی رنگ ندارم ، مثلاً اگر بخواهم موضوعی شاد بکشم رنگ رنگ ها را باتجربه درونی و حسی خودم در آن لحظه به کار می برم . شادی امروز من با شادی فردایم متفات است همین باعث متمایز بودن و تفاوت برخورد من با جهان اطرافم در مقایسه بادیگران خواهد بود


.
نمایشگاه حلبچه یک قدم جدی بود بر این اساس که یک هنرمند آثارش را یا به گفته یی پاره های روحش را بسوزاند اما هنوز قدم کوچکی است که باید خیلی بزرگتر شود آن قدر بزرگ که بتواند از روی دیوارهای بلند بلند اطرافش عبور کند .
در هر صورت من کار خود را انجام داده ام و بقیه ی کار بستگی به منتقد ، روزنامه نگار ، رسانه ها ، مردم و زمان دارد .