درد دندان و معجزه هنر نقاشي

 

درد دندان و معجزه هنر نقاشي

 

مدتي بود كه يكي از دندانهايم درد مي كرد و من هم چون از درد عصب كشي و.... مي ترسم سعي مي كردم تا با اين دردها كنار بيام تا اينكه يك روز دردش غير قابل تحمل شد و مجبور شدم بدون وقت قبلي به دندانپزشكي مراجعه كنم از شانس بد من دندانپزشكي كه هميشه مي رفتم تعطيل بود و چون براي مداواي دندانهايم به هر كسي نمي توانم اعتماد كنم با چند تا از دوستان تماس گرفتم و همه دكتر امجد عزيزپناه را معرفي كردند . آدرس مطب اش را پرسيدم و راه افتادم . پيدا كردن مطب اش آسان نبود به هر حال پرسان پرسان آدرس را پيدا كردم و از پله ها بالا رفتم ، در زدم و با گفتن بفرمائيد وارد مطب شدم . داخل مطب صداي موسيقي آرامي به گوش مي رسيد و فضاي هنري آن را با وجود دندان درد شديد احساس مي كردم خيلي جالب بود براي اولين بار بود كه در دندانپزشكي احساس آرامش مي كردم ، شانس آورده بودم و در آن ساعت كسي نوبت قبلي نگرفته بود و خلوت بود ، وارد اتاق دكتر شدم و روي صندلي دندانپزشكي براي مداواي دندانم نشستم ، وقتي كه دكتر دندانهايم را معاينه مي كرد درست روبرويم روي سقف تابلوي نقاشي را ديدم كه يكي از مناظر اطراف سقز بود آرامش خاصي بهم دست داد و براي لحظاتي دندان درد را از ياد بردم و محو تماشاي نقاشي شده بودم . برايم خيلي جالب بود
مطب دندانپزشكي و تابلوي نقاشي آن هم روي سقف !!!
خلاصه مراحل ا.وليه كار دكتر تمام شد و من براي بي حس شدن دندانم در سالن انتظار نشستم و دوروبرم را نگاه مي كردم كه متوجه شدم پر از تابلوي نقاشي و مجسمه از كارهاي هنرمندان است براي من كه خيلي تازه و جالب بود چون براي اولين بار بود كه مي ديدم مطب دندانپزشكي همچون نمايشگاه نقاشي است و يكي از تابلوها را هم كه درست روبروي مريض قرار داده بودند تا به جاي اينكه به سقف خشك و بي جان نگاه كند با نگاه كردن به نقاشي و وارد شدن به دنياي هنر از درد او كاسته و يا بهتر بگوئيم كه تحمل درد را برايش آسانتر كند . به هر حال وقتي براي دومين بار و براي كشيدن دندانم روي صندلي دراز كشيدم از شيوه كار متوجه شدم كه بايد كار هنرمند سقزي ناصر فيض الله بيگي باشد . از دكتر سوال كردم و او هم جواب داد كه بله كار آقاي فيض الله بيگي است به همين خاطر فرداي آن روزبدون تلف كردن وقت با آقاي فيض الله بيگي تماس گرفتم و در مورد ايده اين كار از ايشان سوال نمودم :

* ايده گذاشتن تابلوي نقاشي روي سقف و روبروي صندلي دندانپزشكي از كجا آمد ؟
فيض الله بيگي : چند سال قبل بود كه به مطب دندانپزشكي دكتر امجد عزيزپناه رفتم و همانطور كه روي صندلي نشسته بودم و دكتر مشغول مداواي دندانهايم بود و من نگاهم به سقف دوخته شده بود به فكرم رسيد كه اگر عكس يا تصوير چيزيي روي سقف و روبروي مريض قرار بگيرد ، شخص مورد نظر با نگاه كردن به آن درد را كمتر احساس مي كند و يا بهتر است بگويم كه درد قابل تحمل تر مي شود به همين خاطر به فكرم رسيد كه اگر عكس يا نقشه جهان روي سقف نصب شود براي شخص مورد مداوا جالب است و اين ايده را پيش دكتر عزيز پناه مطرح كردم و ايشان هم از پيشنهاد من استقبال نمودند . ولي بعداً كه خوب فكر كردم ديدم بهتر است كه يكي از مناظر اطراف سقز باشد و همين كار را هم كردم و نمائي از منظره رودخانه سقز كه اسكيس آن را در اواخر دهه شصت كشيده بودم با رنگ روغن روي بوم كشيدم و روي سقف و روبروي مريض نصب كرديم .
فكر مي كنم كه نقاشي منظره با آن رنگهاي آبي رودخانه و درختان سرسبز و.... آرامش بخصوصي را به بيننده مي دهد و مي تواند درد را برايش قابل تحمل تر كند .

• البته علاوه بر اين ، در مطب ايشان تابلوهاي نقاشي ديگري هم هست و وقتي وارد آنجا مي شوي احساس مي كني كه وارد گالري يا جايي شبيه اين شده ايد ؟
فيض الله بيگي : آقاي دكتر عزيزپناه علاقه ي فراواني به هنر دارند و آثاريي كه در مطب ايشان ديده ايد گواه بر اين مطلب هستند . البته خود ايشان هم به عكاسي علاقمند هستند و به صورت شخصي و غير حرفه اي كار مي كنند .
• به نظر شما اين كارها مي تواند بر بيننده و كساني كه به آنجا مراجعه مي كنند تاثير گذار باشد ؟
فيض الله بيگي : هنر در هر زمان و مكاني تاثير خود را بر جاي خواهد گذاشت و اثرات معنوي و هنري آن به صورت ناخودآگاه روي فكر و زندگي انسانها ديده مي شود .
• ممنون به خاطر وقت تلفني كه در اختيار من گذاشتيد
فيض الله بيگي : خواهش مي كنم ، من هم پيشنهادي براي شما داشتم
• بفرمائيد
فيض الله بيگي : آناهيتا هم در اين ارتباط متني براي سايت شار نيوز نوشته اند كه براي توضيح بيشتر مي توانيد از آن هم استفاده كنيد .

ما هم به حرف ايشان گوش داديم و متن نوشته آناهيتا را كه از سايت شارنيوز گرفته ايم عيناً براي شما آورده ايم .
گه زيزه
آذر ماه 1388

« مي گويند هنر روايت گر امروز عكاسي و سينما است و رقابت هنرهاي تجسمي با اين دو رسانه هر اندازه كه شكل واقع گرايانه داشته باشد بسيار دشوار است و هنرمند امروز بايد روايتي سر دهد كه هم با تجربه هاي ديگران بيگانه نباشد و هم در جهت اعتلاي فرهنگ مردم باشد در غير اين صورت اثري پديد مي آورد كه شكلي آييني پيدا مي كند و يا به تكرار سنت هاي گذشته و كهن تبديل مي شود و يا به تكرار بازي هاي مد روز ، و در هر دو صورت هم تنها تماشاگر اين مراسم آييني خود نقاش و طراح است .
اين كه واژه نقاشي با واژگاني همچون تماشاگر ، مخاطب ، تاثيرگذاري ، القاي احساس و.... همراه است همه گواه اين واقعيت است كه هيچ نقاشي براي خود نقاشي نمي كشد هميشه ديگري هم وجود دارد و همين ديگري است كه پرده ي نقاشي را مي بيند ، تعبير و تفسير مي كند و در آن به چشم يك فعاليت انساني و اجتماعي نگاه مي كند . زنده ياد جلال آل احمد با آن كه از جنبه هاي نظري هنرهاي تجسمي آگاهي نداشت اما وجوه اجتماعي آن را خوب دريافته بود و از زبان تماشاگر نوشت « بيا دست مرا بگير و نردبان پرده ات را بركش به متاع اين بازار دنيايي چيزيي عرضه كن و گمان مبر كه خريداران فقط جهانگردانند كه اگر به بازار نيايند ، مي گندد ، تو كه نمي خواهي دنيا را از چشم من بنگري ، چون لج كرده اي .... اما من مي خواهم از چشم تو هم دنيا را ببينم »
همانطور كه مي دانيم هنر آكادميك هميشه معتقد به روند سير نزولي هنر بوده و هميشه حسرت دوران طلايي گذشته را خورده است و در نقطه مقابل آن مدرنيسم بر آن بوده است كه تاريخ ، خلاقيت را در بطن خود داشته و به همين خاطر هم سير هنر رو به تكامل بوده و اصالت هاي تازه و نو را بوجود آورده است . با استناد به آثار و روند نمايشگاههاي فيض الله بيگي مي توان ديد كه وي هر دو اصل را باور دارد و با نگاه هايي كه به آثار گذشته دارد و با بهره گيري از آنها مدرن و امروزي كار مي كند . هم با ديدي عميق به پشت سر و ميراث گذشتگان مي نگرد و هم با بريدن از اصول و قواعد آن آثاريي پديد مي آورد كه پيداست در قرن بيست و يك و با توجه به شرايط اجتماعي كه در آن زندگي مي كند هستي يافته اند . اين دو سويه نگري فيض الله بيگي است كه او را وامي دارد تا هنر را به درون مطب دندانپزشك ببرد و تابلوي نقاشي اش را كه منظره اي آرام بخش است بر روي سقف و درست روبروي فردي كه تحت معالجه ي پزشك است ، نصب كند و با اين كار نگاه تماشاگر را به درون اثر مي خواند و با ياري فرم ، رنگ و.... هم حضور خود و هنرش را توجيه مي كند و هم با بردن افكار او به عالم هنر نقاشي آرامشي نسبي به وي مي بخشد . »