بشنو از ني

بشنو از ني

( فريدون محمد زاده )

 

نقدي بر نمايشگاه راديويي ( ناصر فيض الله بيگي ، سروه صائب و سعيده صائب )

كارهاي اين گروه دو مزيت مهم دارد 1- فكر قوي 2- بهره گرفتن از تكنولوژي روزنمايشگاه راديويي همچون نمايشگاههاي قبلي اين گروه يك تفكر قوي در پشت خود دارد . به باور من اين تفكر همان چيزي است كه در ذهن هنرمند هميشه بوده و هست «اعتراض »و مي توان هنرمند را با اين واژه همراه دانست . اعتراض به دنيايي كه در آن نمي توان ديد گويي همه كور شده ايم . حال كه ديدني در كار نيست بهتر آن است همچون هميشه بشنويم .ارائه ي كار به شكل راديويي چيز نوي است و اينكه بشنوي بر خلاف هميشه كه با چشم دنبال مي كني و اينكه چه فلسفه يي در پس اين تفكر است . غرب وامدار تفكري است كه بودن را در انديشيدن مي داند « من مي انديشم پس هستم » و شرق ارزش را در « شنيدن و به گوش جان شنيدن » مي داند . بديهي است تفاوت فاحشي كه بين اين دوسساختن و آفريدن حاصل خواهد شد كه در زمينه هاي گسترده اي فرارويمان است .

اين نمايشگاه شكست عادت است . هميشه با شنيدن و ديدن اسم نمايشگاه به ذهنمان مي رسد برويم و يك چيزيي ببينيم اما اين بار ديدني در كار نيست و فقط شنيدن است . بشنو ، بشنو . اما پرداخت كار خوب نيست ، معرفي هنرمندان نمايشگاه و اينكه تا كنون چه كارهايي انجام داده اند به شكلي طولاني مناسب نيست . هنرمند كسي است كه وجودش به خودي خود دليلش است . « آفتاب آمد دليل آفتاب » و ديگر نيازي به تعريف و وصف ندارد . تعريف آدم را كوچك مي كند نه بزرگ . اين نقد است كه آدم را بزرگ مي كند نه تعريف و تمجيد .

بعد راوي به معرفي تابلوها مي پردازد . همه ي ما اصلاح موي سر را كه توي گوشيهاي موبايل است شنيده ايم و احساس مي كنيم واقعاً كسي دارد موهايمان را اصلاح مي كند ، من فكر مي كنم هنرمندان اين نمايشگاه هم بايد چنين رويه اي در كار مي داشتند يعني شنونده احساس تابلوها را در خود مي داشت ، نمي دانم چگونه مي توانستند چنين پرداختي داشته باشند اما به باور من بايد اينگونه مي بود .صداي راوي خيلي خوب است و موسيقي نيز تحسين برانگيز . با ارائه ي بهتر مي شداز اين دو فاكتور بهره ي بهتري گرفت . در هر صورت كار تازه اي است و ارزشمند اگر همراه با تأمل بود بي شك جايگاه بهتري مي يافت .

فريدون محمدزاده

18/1/88