هنر + اجتماع (نقد)

هنر + اجتماع (نقد)


تابستان 86 ناصر فیض الله بیگی هنرمند( نقاش) سقزی حدود 25 تابلو از آثار طبیعت گرایی خود را به شیوه ای جدید در نمایشگاهی به نام بلوتوس آرت برگزار نمود این نمایشگاه از طریق بلوتوس موبایل برگزار شد و به مدت سه روز در خدمات چاپ به نگار واقع در شهرستان سقز ادامه داشت وبعد از آن نیز که از طریق بلوتوس موبایلها در هر جایی می شد از نمایشگاه دیدن کرد.

به هر حال اخبار مربوط به نمایشگاه همزمان با برگزاری آن تا حدی منعکس و دیگر لزومی ندارد که برسر جزئیات آن بحث شود اما آنچه من را بر آن داشت که پیرامون این نمایشگاه مطالبی بنویسم دیدن یاداشتی درسایت cheme 40 بود که این نمایشگاهها را کیچ به حساب آورده بود ومن هم لازم دانستم که نکاتی چند برای علاقمندان به فرهنگ و هنر بخصوص قشر عامه مردم روشن شود .

1- معنی واژه ی کیچ و تاریخ پیدایش آن : « از واژه ی کیچ در اوایل دهه ی 1920 در زبان انگلیسی برای توصیف اشیا و کارهایی بهره گرفته شد که از سر بی سلیقگی وبرای مقاصد ومنافع تجاری وتبلیغاتی وتوریست پسند تولید شده باشد ودر نیمه های دهه ی 1930 اصطلاح کیچ به شکلی آشکارتر معنای سلیقه بد را به خود گرفت و به عنوان اصطلاحی ارزش گذارانه به کار گرفته شد ودر دوران مدرنیسم که با نوعی حساسیت مدرن در دستکار های انسان نگاه می کردند سه نوع کیچ وجود داشت که هنوز هم کم وبیش وجود دارد . در نوع اول ، باز نمایی بر اساس ومبتنی بر اشارات گری های فهرست وار است ، تفاوت میان واقعیت و باز نمایی شکلی کاملا آشکار وسلسله مراتبی دارد ، چرا که آن چه مهم جلوه می کند چیزی است که به عنوان واقعیت تصور می شود . اشیا و کارهای کیچ همه نوعی جایگزین محسوب می شوند و هیچ کدام اعتباری قائم به ذات خودشان باشد ندارند این نوع کیچ در پیوند با ابدیت ، خوبی ،فضایل اخلاقی و موارد خیر وشر است و با این همه حریم و حرمت واقعیت وباز نمایی را هم رعایت می کند اما کیچ نوع دوم این حد وحریم را نادیده می گیرد و باز نمایی را شکلی از اشارتگری به شمار می آورد وبرای این کار از برآشفتن و تحریف اندیشه واقعیت روی گردان نیست چرا که هر گونه باز نمایی را عین واقعیت می انگارد . کیچ نوع سوم تا حدودی بر جست وجو وگزینش استوار است و معمولا از طریق باز یافت آن چه بیشتر ارزش هنری ویادمان گونه داشته است تولید می شود .

کیچ همانند بسیاری موارد دیگر خوب وبد دارد ، کیچ خوب مانند برخی از آثار استادان نقاشی که دست کم سرشار از زیبایی ومهارت ، هستی وحضور را تداعی می کند وکیچ بد ،برخی فیلم های هالیودی وجمع آوری کارت پستال است .

کیچ اغلب و در اصل وبنیان تک روایی است ، روایتی شخصی است ، نوعی لذت بردن از خویشتن است وهر نظریه هنری که بر لذت بردن تکیه داشته باشد هنر را به کیچ کاهش می دهد . کیچ خاصیتی وسوسه آمیز دارد وبرای هر هنرمند دارای همان فریبندگی هایی است که رمانتی سیسم برای نقاشان قرن نوزدهم داشت . هر وقت که هنرمند ومخاطب هنر از کشف لذت در جهان احساس خستگی و نا توانی کند باید انتظار احساس فاصله گیری و روی آوردن به لذت بردن از خویش را داشته باشد . »*

2- اکنون که معنای واژه ی کیچ برایمان روشن شد بهتر است این را هم بدانیم که یکی از دلیل های ساده وجود هنر در میان جوامع برقراری ارتباط با دیگران است هنرمند در میان اجتماعی زندگی می کند که خود بر آمده از آن است وخوب می داند که یک جمع بزرگ در این رویاها وآرمانها با او شریک هستند وآن چیزی که آنها را به هم پیوند
می دهد پر توان تر از از عواملی است که آنها را از هم جدا می کند . هنر امروز باید وسیله ای برای پیوند وارتباط
انسانها با یکدیگر باشد دیگر عمر دورانی که هنرمند در دربارها وکاخها بودبه سر آمده . هنرمند امروز هرگز نباید ونمی تواند همچون روشنفکر ، منزوی ومنفعت طلب باشد چرا که خود جزوی از جامعه و فرهنگ عامه جامعه است و باید آن چه راکه خلق می کند در جهت پیشبرد و در عین حال تعادل جامعه مصرف کند هنرمند امروز باید درگیر واقعیت های عصر خود باشد نه همچون گذشته در اختیار قشر خاص از جامعه .

در چنین موقعیت وشرایط حساس تاریخی که ما در آن زندگی می کنیم فکر نکنم دلیل وبهانه ای برای پرسه زدنهای بی خودی هنری وجود داشته باشد ودیگر نمی توان از هنرمند قبول کرد که در فکر ولگردی های تجسمی خویش باشد چرا که هنر تاریخ یک ملت است . هنرمند امروز نباید به روشهای گذشته باز گردد ونباید به نوگرایی های سطحی وبه اصطلاح «مدروز» تن در دهد . هنرمند باید متعهد به خلق اثری هنری باشد که ریشه در تجربیات مشترک انسانها داشته باشد وباید روایتی سر کند که در جهت پیشرفت فرهنگ مردم باشد در غیر این صورت اثری را که خلق میکند تکرار سنت های كهنه خواهد شد و.................

حال با توجه به روال کاريي ونمایشگاههای فیض الله بیگی می توان گفت که روش تفکر وتجسمی اش وابسته به محیط پیرامون ومسائل اجتماعی جامعه است و نه تنها با آگاهی از واقعیت های تاریخی واوضاع کنونی جامعه خود به کار هنری پرداخته بلکه با آزمودن سبکهای متفاوت وبر پایی نمایشگاههای مختلف در مکانهایی چون ، خیابان ، پارك ، روستا ، منزل ، قبرستان، bookart وسایت هنری آرتا کرد توانسته هنر را با قشر عامه مردم آشتی داده وآن را وسیله ای در جهت اعتلای جامعه خود به کار برد .

3- از معضلات ومسایل رقت بار در میان ما، مشاهده نقدها ویاداشتهایی است که بدون توجه به معیارها واصول نقد وبدون آگاهی کافی در مورد مسایل نوشته می شود ومهمتر از این تلاش بی شائبه رسانه ها ونشریه هایی چون سروه ، سیروان ، مهاباد و... در منعکس کردن این گونه فعالیتهای فرهنگی وهنری در این اجتماع آشفته وسرگردان جالب توجه وقابل تقدیر است واقعا دست مریزاد به این همه توانایی.

روشنفکران ونویسندگان جامعه ما به خوبی از تاریخ وگذشته خود آگاه ، ودموکراسی ومدرنیسم را درک کرده واز هر لحاظ به مسایل واخبار جامعه جهانی آگاه هستند وکوچکترین فعالیتی متفاوت را که نوگرایی وخلاقیتی در آن باشد درمیان مردم منعکس می کنند برای نمونه : نمایشگاه دائمی سروه وسعیده صائب در پله آسانه «که آثارشان بر روی سنگها نقش بسته بود.» نمایشگاه نقاشی bookart ناصر فیض الله بیگی که مجموعه ای از آثارش را در کتابی به شیوه ای نو در سال 85 بر پا نمود ومهم تر از همه نمایشگاه استادان ناهید که مستقیما بر روی سایت هنری آرتا کرد برگزار شد .

در پایان فقط جای یک پرسش از همه کسانی که در رسانه ها ونشریات فعالیت دارند،. باقی است شما موقع انجام این گونه فعالیتهای فرهنگی وهنری خواب تشريف داشتيد؟ لطف کنید این مسئله را هم روشن کنید چطور ماهنامه« گلستانه» که مجله ای خبری هم نیست و از كارهايي هم كه در شهرستانها انجام مي شود تقريبا بي اطلاع هستند اخبار آن به دستشان ميرسد و آن را نيز منتشر مي كنند . ولی شما سکوت می کنید.؟

آناهیتا پاییز 86

* واژگان واصطلاحات فرهنگی (علی اصغر قره باغی)