در انتظار مامه نه وروز

در انتظار مامه نه وروز

 

سال گذشته در روز 26 اسفند ماه بود كه مامه نه روز (عمو نوروز ) به مناسبت فرا رسيدن سال نو پس از سالها دوري كه به دست فراموشي هم سپرده شده بود به شهرستان سقز آمد و با كادوهايي كه با خود در خورجين اش آورده بود ساعات و لحظاتي پر از شادي را براي بچه هاي مهد كودك گلهاي زندگي به ارمغان آورد .
اين برنامه يعني آمدن مامه نه وروز( عمو نوروز ) كه پيام آور آماده شدن براي شروعي تازه و بازگرداندن هويت و فرهنگ رو به زوال رفته ي ما بود ايده ي آموزشگاه نقاشي باران بود كه پس از مطرح شدن آن گروه تئاتر خه لكينه و گروه تئاتر عروسكي آناهيتا براي همكاري اعلام آمادگي كردند و پيمان مهري كه سرپرست و كارگردان گروه تئاتر خه لكينه بود نقش مامه نه وروز ( عمو نوروز ) را اجرا كرد و مهد كودك گلهاي زندگي هم در صبحي آفتابي همراه با وزش نسيمي خنك كه نويد بهار را مي داد پذيراي مامه نه وروز و ميهمانان قبل از نوروز شد تا هم آداب و رسوم فراموش شده را در ذهن كودكان تداعي كند و هم زمينه سازي درست و صحيح را براي كودكان در برابر هجوم فرهنگ هاي ديگراني كه مي خواهند ما را به صورت مصرف گراي فرهنگ خود در بياورند ، به وجود بياورد .
پس از اين حركت فرهنگي ما اميدوار شديم چرا كه تصور مي كرديم به اهميت هويت اجتماعي خود پي برده و مي خواهند كارهايي بنيادي انجام داده و به اين تفكر رسيده اند كه « كودكان امروز آينده سازان فردا هستند » و مي خواهند حركتهايي اساسي را در جهت حفظ هويت و اعتلاي فرهنگي خود بردارند ولي دريغ از يك نيمچه حركت ديگري از اين نوع .
و اما چرا حفظ هويت و اعتلاي آن را به ميان آوردم :‌ « از همان روزي كه پست استراكچراليسم مضامين انساني را پاره پاره و مركز زدايي شده تلقي كرد ، مفهوم متعارف هويت هم دستخوش دگرگوني هاي گوناگون شد . انسان امروز در اجتماعي زندگي مي كند كه بيش از هر زمان ديگر ذهني است . پيش تر ، در جوامع كوچك تر ، فضا و امكان ظهور و رشد ذهنيت محدودتر بود اما امروز در جهان پست مدرن و « كاپيتاليسم نظم ناپذير » ذهنيت ، بر هر امر ديگر مقدم شمرده مي شد . امروز كار به جايي رسيده است كه برشمردن عوامل تأثيرگذار بر ذهنيت و هويت انسان ناممكن شده است . هويت بسياري از انسانها زير تأثير كالاهايي است كه مصرف مي كنند و با هر لباسي كه مي پوشند و هر چيزيي كه مي خرند و به خانهمي برند هويتي تازه پيدا مي كنند . ايماژهايي كه مي بينند ، مطالبي كه مي خوانند ، چگونگي انديشيدن به جنسيت خود و موضع و ديدگاهشان نسبت به اجتماع و آرمان و آرزوها و دگرگوني هايي كه به آن اعتقاد دارند يا ندارند ، همه در شكل گيري هويت نقش دارند . به همين سبب ها هم هست كه امروز هيچ كس از هويت واقعي خود آگاهي ندارد ، دست و پاي همه در پوست


گردوي دو سودايي پست مدرن گير كرده است ، همه در چارچوب ها و حد ومرز هويت خود و ديگران به ديده ترديد مي نگرند و مسأله هويت هميشه با ابهام و ايهام توأم بوده است . اين واقعيت ها برخي از انديشمندان را به اين فكر انداخته است كه مبادا امروز شكل و تعريفي تازه از هويت سربرآورده باشد .
مفهومي كه امروز پست مدرنيسم از هويت ارائه مي كند با تعاريف شكسته بسته و ميثاق هاي گذشته همخوان نيست و امروز به مقوله « هويت فردي » تنها به آن مفهومي كه ماركس آن را « مجموعه روابط اجتماعي » مي ناميد مي توان اشاره كرد . تازه آن هم به شرطي كه تاريخمندي آن را جنبه ي اساسي و بنيادين هستي بدانيم .
ناگفته پيداست كه همه در راستاي به كرسي نشاندن اين انديشه است كه امروز هويت اصلي و اساسي ، چيزيي بيش از يك توهم نيست و تازه همين اندازه هم به شناخت و احاطه ي آگاهي ذهني هر كس از فضا و شرايط حاضر موكول است و.... »
حال با اين تعريف هويت كه از كتاب تبار شناسي پست مدرنيسم بخش روايت هويت ( علي اصغر قره باغي ) آوردم بايد بدانيم كه مي خواهند با ايماژها و فرهنگ خود نه تنها سرزمين ، بلكه داخل خانه هاي ما را هم مورد هجوم قرار دهند و ذهنيت و هويت آشفته ي ما را ويران و هر چه بيشترآشوب زده كرده و با بحران هويت و مصرف گرايي بي حد و حصر فرهنگ و هويت ما را ويران و فرهنگ خود را از طريق تبليغات و رسانه ها جايگزين كنند و در اين بين هنرمندان ، نويسندگان ، روشنفكران و... كه با اين كارهاي كوچك و كوتاه نااميدانه تلا ش مي كنند تا با برانگيختن خودآگاهي هاي ملي و به دست دادن طرحي براي حفظ هويت ، شرايط حاكم شده را گوشزد كرده و با تلنگرهايي اين چنين آن را حفظ و از رو به زوال رفتن آن جلوگيري كنند . اما صد افسوس كه ما به خواب غفلت فرو رفته ايم و اين را نمي دانيم كه به قول محمود درويش « بعد از آخرين مرزها به كجا مي توان رفت و پرنده بعد از آخرين آسمان به كجا پرواز مي تواند كرد .» و.....

سروه صائب
24/12/87

منبع : تبارشناسي پست مدرنيسم ( علي اصغر قره باغي )