اعضا و آثار

استاد شيرزاد

 

14 sh

 

استاد شيرزاد

استاد شیرزاد از نوادگان فیض الله بیگ ، از طایفه ی فیض الله بیگی ، که جد اعلای آنها فقیه احمد دارشمانه است می باشد ؛ به علاوه نسبت او به بداق سلطان حاکم ساوجبلاغ مکری نیز می رسد .
ذوق و شوق فراوانش در نقاشی و همچنین نسبت فامیلی که با استاد مرحوم « فیض الله خان ناهید » داشته اند ، باعث شد که به حدمت ایشان در آمده و سالها از هنر این پیر فرزانه کسب فیض نماید. مصطفي شیرزاد ، در سال 1320 هجری شمسی در شهر مهاباد به دنیا آمد . تحصیلاتش ابتدایی و دبیرستانی را به واسطه ی شغل پدر در تبریز به پایان رساند . در سال 1345 موفق به دریافت دیپلم طبیعی شد . مدتی به عنوان کارمند کارخانه قند پیرانشهر مشغول به کار شد . سپس به استخدام اداره ی فرهنگ و هنر مهاباد در آمد و به تدریس و ترویج هنر زیبای خویش مشغول شد . بلاخره بعد از انقلاب در سمت ریاست دخانیات شهر بوکان بازنشسته شد.
کلیه آثار استاد جنبه فولکلور داشته و در کارهایش بر زنده نگاه داشتن آداب و رسوم کُردی ، همت والای گماشته است . از جمله کارهای ایشان می توان به ( آوردن عروس با اسب ، رقص و پایکوبی ، شکار و ... ) اشاره کرد .
سبک کارهای استاد ناتورالیسم ، رئالیسم ، رومانتیک و امپرسیونیسم می باشد .
ایشان به کشور های مختلف اروپایی از جمله فرانسه ، بلژیک ، انگلیس ، هلند و آلمان سفر کرده و از آثار نقاشان مشهور جهان دیدن کرده است .
در سال 1338 در بین دانش آموزان نقاش دو استان آذر بایجان غربی و شرقی رتبه ی اول را کسب نموده و در اردوی رامسر نیز که بین دانش آموزان سراسر کشور برگزار شد ، رتبه سوم را بدست آورد . به علاوه استاد شیرزاد در جشنواره ی شانزدهمین سالگرد تأسیس مرکز نشر ادبیات کُردی « سروه» دربین شخصیتهای برتر کُرد در رشته نقاشی رتبه اول را کسب کرده و از طرف هفته نامه سیروان به عنوان آخرین بازمانده نقاشان نسل اول موکریان ، معرفی شده است .
استاد شیرزاد هم اکنون نیز همانند گذشته با صلابت و پشتکاری مثال زدنی ، در هنر کده خویش واقع در شهرستان بوکان به کار تدریس و توسعه ی این هنر ماندگار مشغول است .

جعفر خاوش – بهار 85

ناصر فيض الله بيگي

 

377667 140129229484085 304386015 n

ناصر فيض الله بيگي

ناصر فيض الله بيگي متولد 1342با 30 سال فعاليت در زمينه هنرهاي تجسمي از هنرمندان نسل دوم كردستان است كه آموزش طراحي و نقاشي را نزد پدربزرگش فيض الله خان ناهيد ( از پايه گذاران نقاشي شرق كردستان ) آغاز نمود . از استادان ديگر وي مي توان به مصطفي شيرزاد و محمد رستم زاده ( نامو) اشاره كرد
فيض الله بيگي كه داراي مدرك نقاشي از مو‍‍سسه ي دانشگاهي رسام هنر و مدرك مربيگري از سازمان فني و حرفه اي كشوردر رشته ي نقاشي مي باشددر مورد علاقمندي خود به نقاشي و عوامل موثر در ادامه آن مي گويد « حضور هنرمنداني همچون حاجي سرتيپ ( شاعر ) ، سهام الملك ( خطاط) ، افتخار ناهيد ( نويسنده ، نقاش و سياستمدار ) ، عزيزخان كرمانج ( محقق و سياستمدار) ، سالار آلبلاغ ( خطاط و نقاش ) و رشيد خان فيض نژاد ( آهنگساز ، موسيقيدان و خواننده ) در فاميل از همان ابتدا بذر و ريشه هنر را در وجودم كاشتند فضاي خانوادگي مان هم سرشار از نقاشي ، شعر و موسيقي بود ، خوب يادم است زماني كه در روستا زندگي مي كرديم ديوارهاي منزلمان با تابلوهاي نقاشي پدربزرگم استاد فيض الله خان ناهيد مزين شده بود ديدن و شنيدن آثار هنري در محيط خانواده جرقه ي هنر را در وجودم بيدار كردند .بعدها هم كه در حضور پدربزرگم استاد مرحوم فيض الله خان ناهيد كه از بنيانگذاران نقاشي در شرق كردستان مي باشد و نزد استادان مصطفي شيرزاد و محمد رستم زاده كه آنان نيز از بستگانم هستند به طور جدي آموزش هنر نقاشي را گذراندم .
اما جداي از اينها كه فاكتورهاي اصلي در پيشرفت و ادامه ي كار هنري ام بودند لازم مي بينم كه از تمام معلمين ، اساتيد ، هنرمندان ، مكانها و فضاهايي كه در تكميل پازل هنري ام تأثيرگذار بوده اند نام ببرم تا شايد مروري كوتاه بر تاريخي ناگفته باشد .
در سال 1347 وارد دبستان شدم و با آقاي خليل فيضي كه نقاشي زبردست و همكلاسي ام بود آشنا شدم و در همان سال ها هم يكي از فاميل هايمان آقاي فريد ون دانشور كه فردي باسواد ، فهيم و دلسوز بودند كتاب هاي داستاني را برايمان مي آورد و ما را با كتاب هاي غير درسي ، آشنا و علاقمند كرد
در دوران راهنمايي هم كه وجود معلمان خوبي همچون آقايان مرحوم محمد شريعتي ، مجيد فاروقي ، آقاي قصاب آزاد وآقاي مجيدي در علاقمندي من به كتاب هاي علمي ، تاريخي و فرهنگي بسيار تأثير گذار بودند و انقلاب 1357 كه حال و هواي خاص خود را داشت و از لحاظ فكري و روحي بسيار تأثيرگذار بود .
در دبيرستان نيز استاد محمد رسول شيرازي كه معلم زبان انگليسي ام بود واقعاً سرآمد و سمبل اخلاق ، صداقت و دانش و هنر بود ايشان در ادبيات كردي و فارسي دست بالايي داشتند . اما روي آوردن من به طور جدي به هنر نقاشي از آن جا شروع شد كه يك روز وسايل نقاشي برادر بزرگم را كه نقاشي مي كرد ، برداشتم و با انگشت شروع به نقاشي كردن نمودم ، برادرم وقتي آن را ديد همه وسايل اش را به من هديه كرد و بعد از آن بود كه به خدمت پدربزرگم در منز ل شان براي ياد گرفتن نقاشي رفتم . در سال 1359به دليل جنگ و آوارگي به منزل فاميل مان به تهران رفتيم و در آن جا هم آثار نقاشي عده اي از نقاشاني كه كارگاه وآتليه داشتند را ديدم و در همان سال ها با كارهاي آقايان لقمان كريمي ، محمد صالحي و استاد محمد ملكي آشنا شدم و در سالهاي 1360- 1361 در كلاس استاد فيض الله خان ناهيد كه در خانه فرهنگ تشكيل مي شد به طور رسمي حضور يافتم و در آن جا علاوه بر يادگيري با آقايان مسعود رحيمي ، احمد سبكرو ، عرفان حبيبي ، انور پرويزي ، محمد حسيني و استاد كمال طاطايي آشنا شدم و بعد از آن هم يعني در اوايل دهه شصت در كلاس هاي طراحي استاد محمد ناهيد براي اولين بار طراحي را مستقل از رنگ شروع كردم .اين كلاسها در مهد كودك 22 بهمن وخانه فرهنگ تشكيل مي شد سال 1362در هنركده شيرزاد نزد استاد نقاش مصطفي شيرزاد در شهرستان بوكان حضور يافتم و در سالهاي 1362 و 1367 در كلاس هاي طراحي استادان محي الدين خدا رحمي و هادي ضيا الديني حضور يافتم و در سال 1368 نيز آموزش طراحي و نقاشي با آبرنگ را نزد استاد مجيد عقيلي هنرمند اصفهاني در دوران سربازي گذراندم . در فاصله اين سالها نيز در سال 1365 دوره آشنايي با عكاسي را به شيوه علمي و عملي نزد استاد سيروس عيسي زهي گذراندم .كارگاه عكاسي را در زيرزمين منزلمان درست كرده بوديم و كار مي كرديم ، بعدها هم در سال 1380 يك دوره عكاسي را نزد استاد سليمان محمودي در خانه فرهنگ گذراندم .
در موسسه دانشگاهي رسام هنر شعبه بوكان هم دوره كامل طراحي و نقاشي را نزد استاد محمد رستم زاده (نامو ) در سال 1376 گذراندم .
البته ناگفته نماند كه حضور و آشنايي با هنرمندان رمزي قطب الدين ، عباس عبدالرزاق كه به عباس ويديو مشهور بود ، مرحوم علي لطيف ، ريبوار سعيد ، آكو غريب ، عثمان قادر و اردلان در اواخر دهه شصت و اوايل دهه هفتاد همچنين آشنايي با اساتيد و هنرمندان شهرستان بانه در اوايل دهه هفتاد آقايان عطا نهايي ، عبدالباسط شافعي ، مرحوم رحمان فتاحي ، علي خياطي ، بختيار احمدي ، ايوب برزنجي ، مختار احمدي ، هوشيار حسيني و شهرام محمودي در ادامه و پيشرفت كار هنري من تأثيرگذار بوده است .
اما نكته مهم در فعاليتهاي هنري من كه بحث كردن در مورد آن خالي از لطف نيست وجود دو پاتوق هنري در چايخانه هاي صداقت وعلائي( هيجانان ) بود. در اين پاتوق هاي هنري هنرمندان و اساتيدي همچون عبدالله كيخسروي ، خالد خاكي ، امجد عليمرادي ، رحيم لقماني ، محمد صالح سوزني ، علي عابدي ، كاوه گلكار ، عطا باده ، قباد كلهر ، قادر عارفي ، صلاح محمدي ، حسن عدناني ، سيروس عيسي زهي ، رسول محمدي ، محي الدين آيين ، شاهرخ فيض نژاد ،مرحوم عبدالله راشدي، اسماعیل پاشایی،شهرام شمسی و مصطفی حسین پور حضور داشتند . در اين پاتوق ها دور هم جمع مي شديم و محوريت آن هم كه بر عهده آقاي خالد خاكي بود در زمينه هاي مختلف هنري ، فلسفي ، اجتماعي و... بحث و گفتگو مي شد و از تجارب و دانش اساتيد بهرمند مي شديم و واقعاً شور و انرژي خاصي در اين گرد همائي هاي غير رسمي بود كه فراموش نشدني است .
در كل بايد بگويم از لالايي هاي مادرم گرفته تا داستانهايي كه در كودكي و در كنار بخاري در روستا برايمان مي گفت ، از طبيعت زيباي روستاي خودمان تا طبيعت زيباي كردستان ، از صداي زيباي دهل و زُرناي عروسي و عزا گرفته تا آوازهاي زي زي و شمشال قاله مه ره ، از آوازهاي حسن زيرك تا سرودهاي شوان پرور ، از آوازهاي الويس پريسلي تا آوازهاي گوگوش ، از نقاشي هاي غارهاي لاسكو و آلتاميرا تا كوبيسم پيكاسو ، از هنرجويان كودك تا بزرگسا لم كه هر كدام به نوبه خود استادم نيز بوده اند ، از پندار نيك زرتشت تا آراء متفكران شرق و غرب ، از حماسه آريو برزن تا 12 سواره مريوان ، ، از شعرهاي فردوسي ، خيام ، مولوي ، نالي ، محوي ، هيمن تا شعرهاي نيما ، فروغ ، شاملو ، گوران ، سواره ، په شيو ، شيركو بيكه س ، از مصاحبه ها و نوشته هاي گوناگون تا فيلم هاي شجاع دل ، يول و چريكه هه ورام ، از رنجها ، شادي ها و عشق هاي ديروزمان تا دردها ، آرزوها و اميدهاي امرزومان ، از بيداري تا خواب هايم ، از دوستان ، فاميل ، هنرمندان و هموطنان يكرنگم گرفته تا پدر ، مادرم ، همسر و فرزندم همگي به شيوه مستقيم و غير مستيقم در پيشرفت و ادامه كار و راه هنري ام تأثير گذار بوده اند . »

ايشان ابتدا فعاليت نمايشگاهي را با برپايي نمايشگاههاي گروهي از سال1360 به شيوه هاي ناتوراليستي ، امپرسيونيستي و اكسپرسيونيستي آغاز مي نمايد . روش ايشان هدف پيش بيني شده اي ندارد كه پس از رسيدن بدان بتواند به آساني شاهكار بيافريند ، هنر او نمونه جستجو وبالندگي بي وقفه است كه رفته رفته به سوي تجربه و نوآوري در زمينه هاي ديگر مي رود . در سال 1373 كه اولين نمايشگاه انفرادي را در بانه برگزار نمود در كنار آثار امپرسيونيستي و اكسپرسيونيستي جعبه ي كمك هاي اوليه را كه تعدادي نوار كاست ( موسيقي ) در آن بود ، قرار داد و با اين حركت كانسپت را نيز با ديگر سبك ها در نمايشگاه تركيب نمود . او معتقد است « هنر سراسر آزمودن است و حس هاي متفاوت سبك هاي متفاوت مي طلبد ، آنچه مي خواهي ، آنچه احساس مي كني ، سرانجام با سبك به يگانگي مي رسند ، هنرمند در واقع سر به كار خود دارد و با رنگ ها ، خط ها و در كل فرمهاي متفاوت احساس و انديشه خود را بروز مي دهد . »
روش تفكر و تجسمي اش وابسته به محيط پيرامون و مسائل جامعه خود است و با بهره گرفتن از مفاهيم ذهني خويش به بيان مسائل اجتماعي ، سياسي و فرهنگي مي پردازد .
در اسفند ماه سال 1380نمايشگاهي از آثارش را برپا نمود كه در آن در كنار آثار امپرسيونيستي كه منظره هايي از اطراف شهرستان هاي سقز و بانه و بوكان بود قفس هايي را در نمايشگاه قرار داد و اين بار امپرسيونيست و كانسپت را در كنار يكديگر در نمايشگاه تركيب نمود .
در اسفند ماه 1381نمايشگاهي را به مناسبت سالگرد فاجعه ي حلبچه برگزار نمود در روز پاياني در حركتي اعتراض آميز نسبت به جنگ و خونريزي و دهها فاجعه ي انساني ديگر آثارش را به آتش كشيد كه در جريان آن نيز مخاطبان در موافقت و مخالفت به اظهار نظر پرداخته و عده اي هم كه از درك كار هنري او عاجز مانده بودند فكر مي كردند به نوعي بن بست هنري رسيده و اين در حالي بود كه در آبان ماه سال 1382در نمايشگاه خياباني با عنوان آينه آثارش بر روي ديوارهاي مخروبه ي حمام برليان در خيابان ساحلي شهرستان سقز نقش بست . كارها آينه هايي بودند كه طراحي هاي ساده و كلاژ روي آنها از فاجعه بي هويتي انسانها خبر مي دادند ، هر بيننده اي در مقابل آنها قرار مي گرفت به جزء لاينفك اثر تبديل مي شد و در واقع روح مخاطب را در اثر شركت مي داد خود او در اين باره مي گويد « من علاقه اي به تكرار گذشته ندارم وآثارم را براي به به گفتن و « عالي است » خلق نمي كنم من اعتقادي ندارم كه روزي كارهاي مرا جمع و درجايي چون موزه نمايش دهند ، هنر من امروز بايد جواب خودش را دريافت كند نه اينكه ده سال بعد در ميان حيرت و شگفتي مخاطبانش حلوا حلوا شود در نمايشگاه خياباني من يقه ي همه ي مخاطبان را از هر قشري گرفته ام رهايي از اين فضا بسيار سخت است چون از هر طرف كه از كنار نمايشگاه عبور كنند خود را در آينه ها خواهند ديد . من دقيقاً مي خواستم مردم خودشان را در آينه هايي ببينند كه به ديوار مخروبه اي آويزان شده و جزئي از آينه ها باشند در واقع اثر و بيننده و هنرمند يكي خواهند شد . »
او هنرمند ي مستقل است كه در كارهايش بيشتر به هنرمفهومي روي آورده چون آن را شيوه ي خاصي از تفكر مي داند كه براي مقابله با بي معنايي در آثار مدرنيستي شكل گرفته ودر جامعه ي ما براي مقابله با آثار تقليدي و كليشه اي لازم است از هنر مفهومي بهره ببريم او مي گويد « كانسپت چوال آرت هنري است ، كه فلسفه ، تفكر و دقيق شدن را در بردارد و براي ما كه از تفكر بسيار دور شده ايم اولويت دارد »
هنر مدرن مكان برگزاري را به بخشي از اثر هنريي تبديل و نيمي از ذهنيت خودآگاه هنرمند را در بر مي گيرد . نا صر فيض الله بيگي هم كه از هنرمندان آونگارد است با حركتي زيركانه در دي ماه 1382 بين مردم شايع كرد كه نمايشگاهي از آثارش را در موزه شهر فاقد موزه سقز بر پا مي نمايد كاري كه هرگز انجام نشد اما همچنان ذهنيت مخاطبان را درگير مسائل فرهنگي و اجتماعي خودشان كرد در اسفند ماه همان سال نمايشگاه خانگي را كه نقاشي ها را روي ديوارها كشيده بود برگزار نمود و در آن اكسپرسيون را دعوت به تماشاي كانسپت كرد .
روستاي قليچ از توابع شهر بوكان كه زادگاه هنرمند بود در فروردين سال 1383 پذيراي هنرمندان و هنردوستاني شد كه براي ديدن آثار فيض الله بيگي آمده بودند اين آثار روي ديوارهاي كاهگلي و داخل مسجد روستا به نمايش گذاشته شده بود در 30 تيرماه 1384 سنگ مزارهاي آيچي سقزتابلوهايي را كنار خود ديدند كه با مرگ هيچ ميانه اي نداشتند ، موضوع ، فضا و رنگ ها همه شاد و زنده بودند و.....
ايشان كه هنرمند را جادوگر متفكري مي داند كه خيال و احساس خود را با تفكر تلفيق مي كند در سال 1375 از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان بانه به علت عدم گزینش اخراج شد و در سال 1377 نیز همانطور که خود ایشان می گوید « از طرف یکی از آشناهایم که در آموزش و پرورش کار می کرد با من تماس گرفتند و گفتند که در رشته نقاشی نیاز به تدریس در دبیرستان کار و دانش دکتر حسابی داریم و سختگيري قبلي هم در مورد تأییدييه ي گزینشي نمانده است . من هم مدارکم را بردم و مشغول به کار شدم ولی سال تحصیلی هنوز به اتمام نرسیده بود که به دلیل عدم تأیید گزینش برای دومین بار اخراج شدم»ایشان در طول سه دوره عضو انجمن هنرهاي تجسمي شهرستان سقز بوده و در دوره سوم انجمن از طرف رياست اداره بعد ازگذشت 18 روز از انتخابات انجمن هنرهای تجسمی ، منحل گرديد و این بار هم به شیوه ای غیرمستقیم باردیگر اخراج شدند. فیض الله بیگی همچنين يكي از بنيانگذاران مركز فرهنگي و هنري مُكريان در سال 1379 و سايت هاي هنري artakurd و artakurdo مي باشند و حدود 25 سال است مشغول تدريس و استاد هنر در مقاطع سني بزرگسالان و كودكان مي باشند .
فعاليتهاي آموزشي بزرگسالان :
از سال 1364 به صورت رسمي با آقاي مسعود رحيمي تدريس طراحي و نقاشي را در مدرسه اي جنب كتابخانه ي عمومي شماره 2 آغاز نمود
سال 1370تا 1373 : خانه فرهنگ بانه ( طراحي و نقاشي )
سال1377 : دبيرستان كارو دانش شهرستان سقز ( رشته ي نقاشي )
سال 1376 تا 1380: خانه فرهنگ شهرستان سقز ( طراحي و نقاشي )
سال 1376 تا 1377 : خانه جوان شهرستان سقز ( طراحي )
سال 1379 تا 1382 : گلستان فرهنگ و هنر مُكريان ( طراحي و نقاشي )
سال 1383 : هلال احمر شهرستان سقز
سال 1383 تا 1384: مركز شماره 2 مُكريان ( طراحي ، نقاشي و تاريخ هنر )
سال 1384 تا 1388 : آموزشگاه نقاشي باران ( طراحي ، نقاشي ، آشنايي با سبك هاي نقاشي و تاريخ هنر )
سال 1389 : آموزشگاه نقاشي ناهيد ( طراحي ، نقاشي ، آشنايي با سبك هاي نقاشي و تاريخ هنر )
حدود 15 نمايشگاه طراحي و نقاشي را براي هنرجويان بزرگسال برپا نموده است .
فعاليتهاي آموزشي كودكان ونوجوانان :
از سال 1371 تا سال 1375 به صورت رسمي در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان شهرستان بانه آموزش نقاشي و سفالگري كودكان را آغاز نمودند .
سال 1373 تا 1374 سازمان بهزيستي شهرستان بانه ( نقاشي )
سا ل 1379 تا 1380 سازمان بهزيستي شهرستان سقز ( نقاشي )
سال 1376 تا 1388: مهد كودك گلهاي زندگي ( نقاشي و سفالگري )
سال 1382 تا 1388: مهد كودك پرستوها ( نقاشي و سفالگري )
سال 1383 تا 1384 : مهد كودك آينده سازان ( نقاشي و سفالگري )
سال 1379 تا 1382 : گلستان فرهنگ و هنر مُكريان ( نقاشي و سفالگري )
سال 1382 تا 1384 : مركز شماره 2 مُكريان ( نقاشي و سفالگري )
سال 1384 تا 1388: آموزشگاه نقاشي باران ( نقاشي و سفالگري )
سال 1389 : آموزشگاه نقاشي ناهيد ( نقاشي و سفالگري )
وي علاوه بر آموزش در زمينه ي برپايي نمايشگاه نقاشي براي كودكان نيز فعاليت نموده و تا كنون بيشتر از 36 نمايشگاه را با همكاري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ، مهد كودك هاي ( گلهاي زندگي ، پرستوها ، آينده سازان) ، گلستان فرهنگ و هنر مُكريان ، مركز شماره 2 مُكريان ، آموزشگاه نقاشي باران ، آموزشگاه نقاشي ناهيد و سايت artakurdo در شهرستانهاي سقز وبانه در مكانهاي مختلفي همچون خانه فرهنگ ، پارك شهر(مولوي كُرد) ، پارك كوثر و... برگزار نموده اند .
لازم به ذكر است در زمينه بر پايي نمايشگاههاي هنري براي هنرمندان نيز فعاليت نموده وبا همكاري دوستان و هنرمندان تا كنون چندين نمايشگاه از آثار استادان ناهيد در غرفه هاي اداره كار واقع در پارك شهر سقز ، ساختمان آقاي فاروق نقشبندي ، خانه معلم ، خانه فرهنگ ( جشنواره استادان ناهيد ) و سايت artakurd, و artakurdo و همچنين هنرمندان استاد شيرزاد و خاتو زين را برپا نموده است .
ناصرفيض الله بيگي كه از بهمن ماه 1387 همراه با دو مربي ديگر آموزشگاه نقاشي باران خانم ها سعيده صائب و سروه صائب كلاسهاي آموزش هنر نقاشي را به صورت مكاتبه اي و اينترنتي در سايت آرتاكُردو در گروه سني كودكان و بزرگسالان آغاز نموده اند در مورد آموزش هنر نقاشي معتقد است كه « در كار هنريي علاوه بر تكنيك و فن ، خلاقيت اساس هنر است و تفاوت زيادي بين آموزش نقاشي و هنر نقاشي وجود دارد .
آموزش نقاشي برابر است با فن و تكنيك ، نقاشي يعني دغدغه ي نقاط طلايي ، شبيه سازي ، پرسپكتيو و...
هنر نقاشي فن وتكنيك به اضافه ي فلسفه ، علم ، فرهنگ ، تاريخ ، روانشناسي و از همه مهمتر و اساسي تر خلاقيت و در كل تمام چيزهايي كه در ارتباط با انسان و انسان بودن است و اما كار با كودكان از حساسيت زيادي برخوردار است مي تواند دگرگوني اساسي در احساس و انديشه ي آنان ايجاد و اعتماد به نفس ، خلاقيت و عشق به انسان و طبيعت را در دل و جان او بپروراند . كودك را بايد با عنايت به استعداد و شرايط سني اش آموزش داد امر و نهي زياد و در عين حال آزادي بسيار شيوه ي درست در آموزش نقاشي كودك نيست ، نقاشي براي كودكان بايد راهي به سوي موفقيت و شادماني و خلاق بودن باشد ، بدبختانه فضاي فرهنگي ما بيمار است ، والدين كارهاي هنري بچه ها را جدي نمي گيرند كار با بزرگترها شخصيت و پرستيژ به همراه مي آورد وبرعكس در كار با كودكان ، كودكانه قضاوت مي شود آموزش كودكان اسم و رسمي نمي آورد در اين فرهنگ عمومي و بيمار كه كار كردن براي اسم و رسم وپاداش گرفتن است آموزش كودكان نه نامي را به اوج مي رساند و نه پاداشي در بردارد . »
هنرمند فيض الله بيگي كه از اوضاع اجتماعي ، فرهنگي و هنري جامعه ي كنوني خود گله مند است وبه هنر متعهد معتقد است مي گويد « از انسان نخستين گرفته تا امروز هنرمند جزئي از مردم و برخاسته از ميان مردم بوده ، حالا چه فرشته ، چه خوب ، چه بد . ما هم در جامعه اي پر از معضل و مشكلات زندگي مي كنيم و نمي توان نسبت به آن بي تفاوت بود وقتي دردهايي مثل اعتياد ، بيكاري و... در جامعه بيداد مي كند مانند يك سرباز وظيفه ي ما خدمت كردن است. من هم دوست داشتم در اجتماعي آرام و بدون تعهد و دغدغه مي نشستم و فقط كارهاي زيبايي چون گل و بلبل مي كشيدم » در مورد هنرمندان غير متعهد هم گويد : «كساني را هم كه بي خيال و يا در عالم رويايي خويش نشسته و بي هيچ تعهد و دغدغه اي كار مي كنند به سه دسته تقسيم نموده ام 1- به خاطر منافع شخصي خود را به كوري زده و كارهايي انجام مي دهند كه هيچ ميانه اي با رشد و تعالي فرهنگ و هنر ندارد 2- كساني كه واقعاً مي بيينند ولي توانايشان در همين حد است 3- كساني كه به خيال خودشان براي آينده كار مي كنند چرا كه معتقدند آيندگان كار آنها را فهميده و ارزش و اهميت آن را درك و پي به هنرمندي آنها خواهند برد . در هر سه مورد با شعار و مدرك و جايزه مردم را فريب داده و خودشان را به عنوان هنرمند به مردم قالب مي كنند ، مرتب كارهاي تكراري و ظاهرسازي كردن ، بيشتر به پاپيونشان اهميت مي دهند تا به كتابخانه و رشد فكري خود ، در حالي كه عملكرد ، اثر و تأثير امروز هنرمند مهم است . »
ايشان هم اكنون در آموزشگاه نقاشي ناهيد مشغول تدريس و فعاليت هنري در مقاطع سني كودكان و نوجوانان و بزرگسالان مي باشند .
سروه صائب
پاييز 1389


فـعـالـيـتـهـاي نـمـايـشـگـاهـي نـاصـر فـيض الله بـيـگـي
شهرستان سقز نمايشگاه گروهي 1360
شهرستان سقز نمايشگاه گروهي 1365
شهرستان سقز نمايشگاه گروهي 1367
شهرستان اروميه نمايشگاه گروهي با فردین رجب پور، طه فرهاد ، رضا الله دادایان و.....) 1367
سنندج نمايشگاه گروهي با مجید عقیلی ، ایرج دانشگری ، فردین رجب پور، مجید شریفیان ، طه فرهادو.... 1368
اروميه نمايشگاه گروهي 1368
شهرستان مهاباد نمايشگاه گروهي با مجید عقیلی ، فردین رجب پور ، طه فرهاد ، ایرج دانشگری ، کامران سیدیان و.... 1369
سقز- چهارراه آزادگان ساختمان آقاي نقشبندي نمايشگاه گروهي با سعید مولایی ، محمدصالح شمسی ، خلیل رحیم پور 1369
سقز- پارك شهر- غرفه هاي ادراه كار (بزرگداشت استادان ناهيد) نمايشگاه گروهي با مصطفی شیرزاد ، کمال طاطایی ، محمد رستم زاده ، مسعود رحیمی ، ماشاالله محمدی ، مهدی ضیاالدینی ، خلیل رحیم پور ، محمد ملکی ، شاهرخ خضری و..... 1370
سقز- مجتمع فرهنگي – هنري (كنگره ي بزرگداشت مولوي كرد) نمايشگاه گروهي 1371
بانه – كانون پرورشي فكري كودكان و نوجوانان نمايشگاه گروهي با رحمان فتاحی ، ایوب برزنجی 1371
تهران نمايشگاه گروهي 1371
شهرستان سقز – بزرگداشت استادان ناهيد نمايشگاه گروهي با مصطفی شیرزاد ، محمد رستم زاده ، رضا محمدی ، کمال طاطایی ، خلیل رحیم پور ، شاهرخ خضری و.... 1372
بانه – باشگاه ورزشي تنيس روي ميز(ساختمان آقاي عبدالله كوخي ) نمايشگاه گروهي با عبداباسط شافعی 1373/1
بانه - كانون پرورشي فكري كودكان و نوجوانان نمايشگاه انفرادي 1373/10
شهرستان بانه نمايشگاه گروهي 1374
شهرستان سنندج (فرزانگان كرد) نمايشگاه گروهي 1375
سقز- ساختمان آقاي آدمي نمايشگاه انفرادي 1376
بوكان – دفتر مهندسي آقاي چاوباز نمايشگاه انفرادي 1377
سقز – مجتمع فرهنگي هنري (يادواره ي حلبچه) نمايشگاه گروهي خلیل رحیم پور ، صادق عرفانی 1377
سقز – پارك كودك نمايشگاه گروهي با محی الدین آیین ، هیوا ابراهیمی 1378
تهران (يادواره ي حلبچه) نمايشگاه گروهي 1379
سقز – پل هوايي – گلستان فرهنگ و هنر موكريان نمايشگاه گروهي با سیروس عیسی زهی ، هیوا ابراهیمی ، شاهرخ فیض نژاد ، محی الدین آیین ، طه شینه ای و..... 1380/3
سقز – مجتمع فرهنگي هنري (كنگره ي نالي) نمايشگاه گروهي 1380/4
سقز- مجتمع فرهنگي نمايشگاه انفرادي 1380/12
سقز – مجتمع فرهنگي هنري (يادواره ي حلبچه) نمايشگاه گروهي با حضور هنرمندان شهرستان سقز و با شركت هنرمندان بوكاني : محمد رستم زاده ( نامو ) و شورش آهي و هيمن قهرماني و اسماعيل جانبلاغي 1380/12
تهران – گالري شيث نمايشگاه انفرادي 1381/7
سقز – مركز شماره 2 موكريان (به ياد حلبچه) نمايشگاه انفرادي 1381/12
سقز – خيابان ساحلي (نمايشگاه خياباني) نمايشگاه انفرادي 1382/8
سقز- موزه ي شهرستان سقز نمايشگاه انفرادي 1382/10
سقز - خيابان شهدا – روبروي كوچه مشهوري – منزل شخصي نمايشگاه انفرادي 1382/12
بوكان – روستاي قليچ نمايشگاه انفرادي 1383/1
سقز – خيابان معلم – كارگاه حجاري استاد طالب صالحي نمايشگاه انفرادي با عنوان پول كه تقديم شده بود به هنرمندان رمزي قطب الدين ، عثمان قادر ، ريبوار سعيد و اردلان 1383/10
سقز – گورستان آيچي نمايشگاه انفرادي 1384/4
شهرستان سقز

ويدئو آرت كه تقديم شده بود به استاد محمد رستم زاده ( نامو ) 1384/5

شهرستان سقز ( كتاب فروشي محمدي ، نوشت افزار زرتشت ، كتابفروشي هه ‍‍ژار و....) _ نمايشگاه book art ( تقديم به مادر بزرگترين معلم دنيا ) سال 1385

نمايشگاه گروهي با مصطفی شیرزاد ، مخمد رستم زاده ، ارسلان رستم زاده ، سروه صائب ، سعیده صائب ، آزاد شهبازی ، صبری شجاعی ، لیلا محمدپناه ، سرگل محمدپناه ، بهنام رضایی پور ، سعدیه عزیزپور به صورت آنلاين _ سايت artakurd.com _ سال 1386

شهرستان سقز (خدمات چاپ به نگار ) _ نمايشگاه بلوتوس آرت _ سال 1386

نمايشگاه ويديو آرت _ فروشگاه لوازم صوتي و تصويري حسني _ سال 1387

نمايشگاه راديويي با سروه صائب و سعيده صائب _ سايت artakurdo.com_ سال 1387
نمايشگاه عكس - انفرادي با عنوان گلاله سوره - سال 1388

نمايشگاه عكس - انفرادي با عنوان مهره هاي شطرنج - پاييز 1388

نمايشگاه عكس - گروهي ( گروه وينار ) - فروردين 1389

سعيده صائب

2014 06 12 20

سعيده صائب


سعیده صائب سال 1364 در شهرستان سقز متولد شد . فضای هنری خانواده بر او تاثیر بسزایی نهاد و وی را هر چه بیشتر به هنر علاقمند کرد .وی فارغ التحصیل رشتە گرافیک ٍاست اما فعالیت هنری را به طور جدی از پاییز 82 نزد استاد ناصر فیض الله بیگی آغاز نمود و اصول طراحی و نقاشی را نزد ایشان فرا گرفت . سعيده صائب كه از سال 1386 آموزش نقاشي در زمينه بزرگسالان و کودکان را آغاز نموده است از بنيانگذاران سايت هاي هنري artakurd و artakurdo است و از بهمن ماه1387 نيز همراه با هنرمند ناصر فيض الله بيگي و سروه صائب كلاسهاي آموزش هنر نقاشي را به صورت مكاتبه اي و اينترنتي درهمين سايت در گروه سني كودكان و بزرگسالان آغاز کردەاند. ایشان در کنارفعالیت های فرهنگی و هنری خود چندین نمایشگاه را به صورت گروهی برگزار نموده که در پایین به آنها اشاره می شود.
- نمایشگاه گروهی در سال 81
- نمایشگاه گروهی در سال 83
- نمایشگاه مشترک در سال 84 در آموزشگاه نقاشی باران
- نمایشگاه مشترک در اردیبهشت 85 در بیرون از شهر در مکانی به نام پله آسانه که نقاشی هایش بر روی سنگها نقش بست .
- نمایشگاه گروهی در خرداد 85
- نمایشگاه گروهی در سال 86 در سایت artakurd به صورت آنلاین
- نمایشگاه هنری به صورت مشترک در تابستان 87 در سایت artakurdo به صورت آنلاین
نمایشگاه گروهی به شیوه جدید رادیویی با هنرمندان ناصر فیض الله بیگی و سروه صائب

 

سروه صائب

serwe 1

سروه صائب

 

سروه صائب در خانواده ای ادبی و هنری در شهرستان سقز متولد شده است . فضای هنری خانواده بر او تاثیر بسزایی نهاده و وی را هر چه بیشتر به هنر علاقمند کرد . صائب فعالیت هنری در زمينه ي طراحي و نقاشي را از سال 82 به طور جدی نزد استاد ناصر فیض الله بیگی آغاز نموده و اصول طراحی و نقاشی را نزد ایشان فرا گرفت . او که معتقد است « باید با آگاهی از واقعیت های تاریخی ، فرهنگی و اوضاع کنونی جامعه ی خود به کار هنری پرداخت »در سال 83 اولین نمایشگاه نقاشی را به صورت گروهی در شهرستان سقز برگزار نمود از فعالیتهای دیگر وی می توان به برپایی نمایشگاه در سال 84 به صورت مشترک با هنرمند سعیده صائب در آموزشگاه نقاشی باران ،نمایشگاه پله آسانه در اردیبهشت ماه سال 85 که آثارش در بیرون شهر بر روی سنگ ها نقش بسته بود ، نمایشگاه گروهی به صورت آنلاین در سایت artakurd نمایشگاه هنری مشترک با سعیده صائب در سایت artakurdo به صورت آنلاین در تابستان 87 و نمایشگاه گروهی به شیوه ی جدید رادیویی با هنرمندان ناصر فیض الله بیگی و سعیده صائب در سایت artakurdo اشاره کرد.
او كه فعاليت آموزشي در زمينه ي كودكان را از سال 1386 آغاز نموده است يكي از بنيانگذاران سايت هاي هنري artakurd و artakurdo مي باشد و از بهمن ماه1387 نيز همراه با هنرمند ناصر فيض الله بيگي و مربي ديگر آموزشگاه نقاشي باران خانم سعيده صائب كلاسهاي آموزش هنر نقاشي را به صورت مكاتبه اي و اينترنتي در هين سايت در گروه سني كودكان و بزرگسالان آغاز نموده اند

علي عابدي

18375

علي عابدي

علی عابدی متولد 1348 ، از هنرمندان عرصه موسیقی در شهرستان سقز می باشد که فعالیت هنری را از سال 1363 با شعر آغاز نمود در سال 1365 با آشنا شدن با استاد رشید فیض نژاد به موسیقی روی آورده و کار خود را در زمینه ی موسیقی ( آهنگسازی ) ادامه داده است در مدت زمان اندکی و بدون استاد توانست آهنگ هایی را تنظیم و عرضه کند که سرآغاز ترقی و ادامه کار ایشان بوده است . در ادمه فعالیت و برای یادگیری بیشتر ساز ویلون به تهران رفته و نزد استاد مجتبی میرزاده آموزش دیده و از تجربیات ایشان بهره گرفته اند
ایشان که از سال 68 تا 70 رئیس انجمن موسیقی سردشت بوده و سرپرست و آهنگساز گروه های موسیقی سروه و نه که روز در سقز بوده اند حدود 18 سال است مشغول تدریس در شهرستانهای بانه ، سردشت ، و سقز بوده وهم اکنون نیز همچنان مشغول آموزش می باشند
تاکنون اثرهای زیادی را به صورت کاست و سی دی ارائه داده و برای خوانندگان کرُدی چون تارا رسول ، دلنیا ، عادل عزیز ، امید مصطفی ، رئوف عثمان ، کامران عمر ، هیدی عمر ، محمد فیضی ، جلیل یوسفی ، محمد گومانی ، نائب منبری ، حسین دانایی ،و... آهنگسازی کرده و در جشنواره های کرُدی و برنامه های دانشگاههای ایران و کردستان عراق به اجرای برنامه پرداخته است و کتاب های ( به ته نیا جیم مه هیلن ) که قسمتی از آهنگ ها وآواز های خودشان بوده را در سال 2003 میلادی و (له دلمایه ) که زندگی و آثار رشید فیض نژاد است را در سال 2006 میلادی به چاپ رسانده است.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید